![]() |
![]() |
|
|
مرثيه دکتر چمران براي دکتر شريعتي... اي علي!تو در دنياي معاصر، با شيطانها و طاغوتها به جنگ پرداختي، با زر و زور و تزوير درافتادي؛با تکفير روحانينمايان، با دشمني غربزدگان، با تحريف تاريخ، با خدعه علم، با جادوگري هنر روبهرو شدي،همه آنها عليه تو به جنگ پرداختند؛ اما تو با معجزه حق و ايمان و روح، بر آنها چيره شدي، با تکيه به ايمان به خدا و صبر و تحمل دريا و ايستادگي کوه و برّندگي شهادت، به مبارزه خداوندان "زر و زور و تزوير" برخاستي و همه را به زانو در آوردي. اي علي!دينداران متعصّب و جاهل، تو را به حربه تکفير کوفتند و از هيچ دشمني و تهمت فروگذار نکردندو غربزدگان نيز که خود را به دروغ، "روشنفکر" ميناميدند، تو را به تهمت ارتجاع کوبيدند و اهانتها کردند.رژيم شاه نيز که نميتوانست وجود تو را تحمّل کند و روشنگري تو را مخالف مصالح خود ميديد،تو را به زنجير کشيد و بالاخره... "شهيد" کرد... يادش گرامي... ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
اينقدردلسوزمني...خداياتوکي غايب بوده اي که حضورت نشانه بخواهد؟ توکي پنهان بودي که ظهورت محتاج آيه باشد؟کوربادچشمي که توراناظرخويش نبيند... کوربادنگاهي که ديدباني نگاه تورانيابد... بسته بادپنجره اي که روبه آفتاب ظهورتوگشوده نشود وزيانکاربادسوداي بنده اي که ازعشق تونصيب ندارد... دکترعلي شريعتي... |
|
+ نوشته شده در
چهارشنبه بیست و نهم خرداد 1387ساعت توسط دوستدارسید |
|
خانومم ، فاطمه جان ، منو حلال كن ، امشب همه دلتنگ تو و شكسته از پرواز تو هستن
اما من همه جونم پيش علي توست.امشب همه پريشون صورت نيلي تو هستن ، من اما پريشون نگاه علي كه موقع غسل ، صورت نيلي ترو ديد و گفت : ياالله امشب همه
آروم راه ميرن ، دست به پهلو ، به حرمت تو ، آخه نميخوان جلوتر از تو قدم بردارن ،
اما من پا به پاي علي تو دارم ميدوم امشب همه مراقبن نيافتن ، نشكنن ،مثل تو كه با همه
درد نشكستي ، نيافتادي ، اما من قدم به قدم علي ، اون زمين افتاد و من هم ....امشب همه
مراقب زينبن ، مراقب ام كلثوم ، مراقب حسن و حسين ، اما من نگاهم به علي بود وقتي كه
پهلوي شكسته ترو ديد و ....... بيهوش شد.امشب همه آرزو ميكنن اي كاش وقتي موهاتو
پريشون كردي ، نفرينت به آسمون خدا ميرسيد ، اما بازم نگاه من به علي تو بود كه ازت
ميخواست: فاطمه جان اگه نفرين كني خدا دنيا رو كن فيكون ميكنه.اما..... فاطمه جان ،
حبيبه علي ، هميشه جوش ميآوردم وقتي مدام از درد ورنجهايي كه توي زندگي كشيده بودي
ميگفتن . بغض ميكردم ، ميشكستم ،ميگفتم بابا فاطمه جنسش از درد نبود ، فاطمه توي
شجاعت چيزي از علي كم نداشت ،حرفاي فاطمه اگه قرار بود ... مثل بمبي بود كه روي سر
دشمناي علي هوار ميشد ،فاطمه ستون استوار علي بود ، فاطمه مادر زينب كربلا بود ،
فاطمه(س) سخنوري بي همتا بود ....اما خوشبوترين گلبرگ ، گل 14 برگ باغ خدا ،
فداي حياوآبروي بي مثالت حالا ميبينم ، احساس ميكنم ، درك ميكنم ، همه وجودم درد ميگيره
آخه ........
نميشه روي پوشيده از علي ترو ديد و گذشت نميشه شيعه علي تو بود و بي خيال سيلي كه به
صورت نازنين تو نشست گذشت فاطمه جان امشب تو در كنار ما باش ، آخه هنوز راضي
نشدي قبرتو واسه ما نمايان كنن ،آخه هنوز ما رو قابل نميدوني با گلاب قبر غريبتو بشوريم
و ميزباني عاشقاتو كنيم.بغض رفتن تو اونقدر واسه ما سنگينه كه تنها تسلاي درد ما خود
تو باشي پس امشب تو با ما باش فاطمه جان
ياعلي(ع) |
|
+ نوشته شده در
جمعه هفدهم خرداد 1387ساعت توسط دوستدارسید |
|
|
|
|
+ نوشته شده در
دوشنبه ششم خرداد 1387ساعت توسط دوستدارسید |
|
|
صفحه نخست پست الکترونیک آرشیو وبلاگ عناوین مطالب وبلاگ |
| درباره وبلاگ |
به هر ديار كه رفتم
به هر كجا كه نشستم به اشك ديده نوشتم كه اي خوب جاي تو خالي... |
| پیوندهای روزانه |
|
پایگاه اطلاع رسانی آیت الله بهجت نصایح رساله زندگی نامه رساله ی احکام آرشیو پیوندهای روزانه |
|
RSS
|