![]() |
![]() |
|
به نام او كه هر چه كرديم به چشم كَرَمش زيبا بود... ديگه فرصتی برای آب كردن دلای يخی نيست ، منم از جنس سكوتم ، اما باور نميكنم بعد از اينهمه فرياد كه كشيدم ، سكوتم لياقت آسمانی شدن داشته باشه ، باور نميكنم ، باور نميكنم ، وقتي دلم از جنس دريا بود ، همه ی دردای عالم رو به جون می خريدم ، اما وقتی ساحل نشين شدم ... ديدم دوروبرم ديگه هيچ چيز وهیچ کسی از هيچ كجا نيست !!!!!!!!!!!
كاش اينقدر چشمهام ضعيف نبود ، لااقل ردپای خدا رو توی تنهاييم می ديدم.
|
|
+ نوشته شده در
یکشنبه هفتم مرداد 1386ساعت توسط دوستدارسید |
|
|
صفحه نخست پست الکترونیک آرشیو وبلاگ عناوین مطالب وبلاگ |
| درباره وبلاگ |
به هر ديار كه رفتم
به هر كجا كه نشستم به اشك ديده نوشتم كه اي خوب جاي تو خالي... |
| پیوندهای روزانه |
|
پایگاه اطلاع رسانی آیت الله بهجت نصایح رساله زندگی نامه رساله ی احکام آرشیو پیوندهای روزانه |
|
RSS
|